ما هیچ، ما نگاه - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
یادم نمی آید چطور با "گری مور" آشنا شدم. فکر کنم پشت میزم در خانه ی تهران وقتی مشغول کند و کاو موزیک بودم، بود. آن گیتار الکتریک جادویی اش آرامش خاصی بهم میداد. هنوز هم هربار که گوشش میدهم یک آدم دیگر میشوم. انگار که حضور فیزیکی ندارم و توی رویاهایم
ریحانه نوشت - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
NO ONE KNOWS WHAT YOU ARE CAPABLE OF EXCEPT YOURSELF! People will judge You by HOW you look. And by WHAT You have. But please, Fight on! Fight for Your place in history. Fight for your glory. NEVER EVER GIVE UP!Even if it means selling all your clothes and sleeping with the dogs, IT'S OKAY! But AS L...
مهران نوشت - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
دل نوشته ای در روزهای وعده و وعید: نمی دانم از کجا بنویسم؛از کجا شروع کنم؛ از هرچه بگویم کم گفته ام و هرچه بگویم باز چیزی را جا انداخته ام. هرچه جلوتر می رویم فراموش کار تر می شویم؛ اما چه کنم که من نمی توانم فراموش کنم؟ از سال 84 به بعد را کلا خیلی
پرواز را به خاطر بسپار - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ پرواز را به خاطر بسپار من همیشه تعجب میکردم که چرا پرندهها در یک محل میمونن وقتی که میتونن به همه جای زمین پرواز کنن؛xa0بعدش همین سوالو از خودم پرسیدم.. برچسبها: عکس نوشت, Quotes نوشته شده توسط فرشته در 19:52 | | لينک به اين مطلب
it's not over - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
چند سال است که یک جمله ازxa0پائولو کوئیلو ورد زبان و مغز و قلبم است. از آن روزی که رفته بودم کافه اردیبهشت تا امروز و تا همیشه. از شکست ترسیدن همیشه مانع است. مانع به دست آوردن هرچیزی. به قول عطار:xa0xa0تو پای به راه در نه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت.. برچسبها: عکس نوشت, quotes
29 - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
انگار که مرداد همیشه ماه انتظار بوده برام. ولی خوبی امسال اینه که با یه انگیزه ی خیلی خیلی قوی تر از سالهای پیش شروع میکنم. به خودِ 30 ساله م قول میدم که نمره خوبی تو زبان بگیرم و کار جدی و یا مقطع تحصیلی جدیدی رو شروع کنم. میدونم قراره خیلی سخت تر ب
بعد از 20 روز - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
چه خیری بود که نمیدانستیم خیرش در نشدن است تا شدن. همه چیز مثل دومینو راحت کنار هم چیده شد، و همه چیز خیلی راحت تر مثل دومینو خورد بهم و از بین رفت. خیرش در چیدن دومینوها بود. خودش چید و خودش برچید. به جای رویا، کابوسی شروع شد. اصلا مگر کابوسی از این واقعی تر هم میتوانست وجود داشته باشد؟ فقط آمدم تا...
هوام ابری تر از اونه که تو اخبار میبینی - تاریخ: 1396/8/11 ساعت: 14:26
یک. متنفرم از این وضعیت. از این هوا. از این شهر. با بند بند وجودم متنفرم. "من از اون آسمون آبی میخوام من از اون شبهای مهتابی میخوام." میشه واقعا؟ رویا اگه اونقدر بزرگ نباشه که تو رو بترسونه که اصلا رویا نیست! نه؟ هوای پاک 365 روز سال، سر سبز بدون هوا